راز خلقت

آمده است در روزگار ازل وقتی خداوند انسان را آفرید فرشتگان از خداوند خواستند که سر خلقت را از انسان پنهان بدارد .


فرشتگانًً به خداوند عرض کردند :

بهتر است این راز را در ژرفای خاک پنهان کنی تا که آن را نیابند .

خداوند فرمود :او خاک را خواهد کاوید و به اعماق آن پی خواهد برد .

 

آنگاه گفتند :

آن را در اعماق دریا ها قرار ده .

خداوندفرمود : اما انسان دیر یا زود به ژرفای در یا ها نفوذ خواهد کرد .و آنچه در آنجاست کشف خواهد نمود .

 

پس گفتند :

آن را در قله  کوه ها و بر فراز آسمانها قرار ده . تا که دستش به آنجا نرسد .

خداوند فرمود : او وسیله ای خواهد ساخت و به فراز آسمانها راه خواهد یافت و آن راز را خواهد گشود .

 

تا بالاخره به این نتیجه رسیدند که این راز عظیم را در عمق وجود خود انسان پنهان نمایند "چرا که آدمی _ به غیر از اندکی قلیل _ هرگز به فکر جستجو در آن نخواهد افتاد و این راز همچنان مکتوم خواهد ماند .

 

" از آن زمان است  که آدمی سراسر خاک - عمق آبها و ستیغ کوه ها  و فراز آسمان ها را پیموده ودر نور دیده است تا آن چیزی را که  در درون خودش قرار دارد بیابد ."

و تنها اندکی قلیل آن را یافته و مهر سکوت بر لب دارند .

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
بهار

سلام نغمه جان خلق ما ، بر صورت خود کرد حق / وصف ما ، از وصف او گیرد سبق جناب مولانا با استناد به این حدیث نبوی که : "خداوند آدم را به صورت خود بیافرید" ، این بیت و ابیات بعد را در مثنوی سروده است ، پس باید تمام اسرار در درون انسان باشد . این داستان زیبا نیز چقدر با ظرافت به این نکته ی مهم اشاره می کند که همه چیز در درون انسان است و آن "اندکی قلیل" کسانی هستند که این حقیقت را دریافته اند و سفر به "درون" خود کرده اند . [گل]

دوستداران فیلم زینب+ del

سلام و درود بر شما، داستانهای عرفانی پیام های عمیقی دارد که این داستان نیز کاملا همین طور است. بسیار عالی بود. التماس دعا

آه شب

سلام چه زیبا بود این مطلب از حضورتان ممنونم شاد باشید[گل]